الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
119
الغدير ( فارسي )
و شيخ تابعى - سليم بن قيس هلالى - اين حديث را به همين لفظ در كتاب خود از ابى سعيد خدرى روايت نموده كه گفت : همانا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مردم را در غدير خم طلبيد و امر فرود آنچه خار و خاشاك در زير درخت بود بر طرف نمودند ، و آن روز پنجشنبه بود ، سپس مردم را بسوى خود خواند و بازوى على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و بلند كرد تا حدّى كه سفيدى زير بغل رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را ديدم . . . تا پايان روايت بلفظى كه ذكر شد . 4 - حافظ ، ابو بكر ، خطيب بغدادى ، متوفاى 463 ، در تاريخ خود ، جلد 8 ص 290 از عبد اللَّه بن على بن محمّد بن بشران ، از حافظ ، على بن عمر دار قطنى ، از حبشون خلال ، از على بن سعيد رملى ، از ضمره ، از ابن شوذب ، از مطر ورّاق ، از ابن حوشب ، از ابى هريره ، روايت نموده ، از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله - و از احمد بن عبد اللَّه نيرى ، از على بن سعيد ، از ضمره ، از ابن شوذب ، از مطر ، از ابن حوشب ، از ابى هريره ، از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود : هر كس روز هجدهم از ذى الحجة الحرام را روزه بدارد ، خداوند روزهء شصت ماه براى او مينويسد ، و آن روز غدير خم است هنگامى كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله دست على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و فرمود : آيا من بمؤمنين اولى از خودشان نيستم ؟ گفتند : آرى يا رسول اللَّه . آنحضرت فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » سپس عمر بن خطاب گفت : به به اى پسر ابى طالب ، گرديدى مولاى من و مولاى هر كسى كه مسلم است ، پس خداوند نازل فرمود : * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) * . . . تا آخر آيه . 5 - حافظ ، ابو سعيد سجستانى ( 1 ) ، متوفاى 477 در كتاب الولاية باسنادش از يحيى بن عبد الحميد حمّانى كوفى ، از قيس بن ربيع از ابى هارون از ابى سعيد خدرى ، روايت نموده كه چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مردم را در غدير خم دعوت فرمود بامر آن جناب خار و خاشاك زير درخت بر طرف شد و آن روز پنجشنبه بود . . . تا
--> ( 1 ) سجستان همان سيستان است .